ما خیالیم شاید !

این روز ها انگار همه چیز روی دور تند گذاشته شده

تایم امتحانات به سرعت داره نزدیک میشه و من هی نگاه جزوه ها و کتاب ها میکنم و بهشون لبخند میزنم و خوشحالم از اینکه تنها کاری که از دستشون میاد اینه که شاید به من زبون درازی کنن ( یکم تخیلی شدم ولی به نظرم چه عیبی دار )

گاهی وقتها بدم نمی آید یکم تخیلی بشم مثل همین الان مثلا اینکه هرچی که داریم میبینیم یک خواب باشه یا یک رویا .

اصلا پا را کمی فراتر میزارم شاید اصلا ما توی خواب یکی دیگه باشیم یعنی اجزای خواب یک نفر دیگه باشیم و در اصل هیچی نباشیم جز یک رویا  اونم نا مال خودمون مال یکی دیگه.

اصلا یک چیز دیگه شاید ما یک ویروس باشیم یا یک باکتری خودمون هم ندونیم ولی از اون ها بدتر هستیم بدون شک و مثلا زمین که یک موجود زنده هست را داریم نابود میکنیم .

دوست دارم بهش فکر کنم زیاد شاید هم چون الان کتاب را بستم و اومدم و بلاگم و اصلا قصد نوشتن نداشتم زده به سرم

چه کسی میداند ؟

/ 0 نظر / 6 بازدید