درس

دوران امتحان ها فرا رسیده و یکم دارم درس می خوانم .

از همون دوران بچگی یعنی کلاس اول از امتحان متنفر بودم چون باید کل روز می شستی و درس می خواندی و حفظ می کردی.

یادش بخیر همه بچه می گفتن این مدرسه دیگه چه اختراعی بود و همشون به اتفاق می نالیدن از درس خواندن و به امیر کبیر می گفتن بابا آبت نبود نونت نبود مدرسه درست کردنت چی بود.

حالا چند سالی هست که از اون دوران می گذره و اغلب دوستان هم کلاسی راهی دانشگاه شدن .

به یکی از دوستام که مهندسی برق و قدرت می خوند و به سمت بابا برقی رسیده بود می گفتم اینقدر مهندس برق زیاد شده که اگر به هرکدام از شما یک تیر برق بدهند که مواظبش باشید بازهم مهندس برق اضافه میاد کلی می خندید . یعد می گفتم ناراحت نباش این تیر برق سر کوچمونو گفتم بزارن برای تو  که بیکار نباشی چکار کنیم که کشته مرده رفیقیم و کلی خنده.نیشخند

یک عده از دوستان درسو تمام کردن و راهی خدمت مقدس و این چیزا شدن تا بفهمن چقدر دانشگاه جای خوبی بوده. و اینکه بعد از خدمت مقدس از وجوهات حاصل از کمک مردمی در سر چهار راه ها که به زور ننوشتن قبض جریمه و پارکینگ حاصل میشه موفق به خرید یک زانتیا و چیزها دیگر شوند شیطان

یک عده هم به خدمت ایالات متحده در آمدن کلافه تا در آن جبهه مشغول جهاد اکبر و این چیز ها بشن به قول یکی از بچها یک انگشت عسل می دن شب عقد بخوری تا آخر عمرت باید بگی ... خوردم ( خودتون جای سه تا نقطه هرچی دلتون خواست بزاریدزبان )

یک عده هم راهی سفر و ادامه تحصیل در بلاد کفر و اونطرف ها شدن که خوش آب و هوا است و میخ اسلام را در آن سرزمین بکوبند. چشمک

حالا به جای این حرفها بهتره برم همون درسو بخونم

 

 

/ 5 نظر / 4 بازدید
منصور

من دو حالت اول رو تجربه کردم حالا وقت خدمت تا بعد انشا الله برم بلاد کفر شما هم درس بخونی نخونی زیاد توفیقی نه به حال خودت میکنه نه به حال ملت موفق باشی راستی خوشحال میشم باهم تبادل لینک کنیم .

doost

آخی!ما حتی شانس هیچ کدوم اینا رو هم نداریم!! تو سه نقطه هم نداریم چیزی تا بذاریم! درس هم میخونیم ولی!! یک خط درمیون حالمون رو میگیره!!

سارا(زندگی یک زن)

یه انگشت عسل رو تا حالا نشنیده بودم..شما پسرها چه چیزایی بین خودتون میگین ها به عقل جن هم نمی رسه...

آزاده از کلبه ی ویوارا

منم چند روز دیگه بچه مدرسه ای میشم..آخ که چقدر دلم لک زده واسه درس و مشق..میکروباااااااااااااااااااا من دارم میام[بغل]