امروز یکی از بهترین روزهای سال تازه متولد شده ٩٠ بود برای من شاید خنده دار باشه ولی یک تعریف کوچولو از آدم خیلی میتونه جذاب و دل چسب باشه حالا داستان چیه ؟ عرض میکنم خدمتتون :

داستان از روز ١ فروردین ٩٠ شروع میشه که یکی از دوستان من تماسی با من گرفت و گفت باید ببینمت ما هم مثل همیشه که وقت برای بعضی از دوستان در حد لالیگا داریم رفتیم سر قرار و بعد از رو بوسی و عید مبارکی و کلی من خوبم تو خوبی و اینها رفتیم سر اصل مطلب و شروع کرد به مطرح کردن مشکل حقوقیش بعد از کلی صحبت و پرسش های متعدد من و برسی مشکل از جهات مختلف من پیشنهاد دادم که حتما با یک وکیل خوب مشورت کنه چون موضوع پیچیده ای است و دوست ما هم با نگاه عاقل اندر سفیه به ما گفت : آخه عقل کل وکیل از کجا پیدا کنم توی این روز تعطیل اونم اول سال نو تو که داری حقوق می خونی یک پیشنهادی بده یک کاری کن نکنه از حقوق فقط کت و شلوار پوشیدن و سامسونت دست گرفتنشو بلدی .

 ما هم توی رو دربایستی افتادیم گفتیم بیا بریم داد گستری ببینم چی میشه رفتیم و دیدیم گفتن قاضی کشیک خود دادستان هست من هم این جوری شدم نیشخند ( آخه این آقای دادستان خیلی آدم خوش اخلاق و کار را اندازی هستن ) به هر حال حقوق دانی ما هم گل کرد و یک قلم و کاغذ بر داشتیم و شروع به نوشتن یک داد خواست کردیم کلی هم ماده پاده زدیم قاطیش که خودمان هم خند مان گرفت به هر حال به هر دردسری بود توی روز تعطیل یک دستور موقت از آقای دادستان گرفتیم تا مشکلشون حل شد موقتا این دوست ما .

حالا امروز باز تماس گرفت تا بریم پیش یک وکیل خوب تا مشکل به صورت اساسی حل بشه بعد از اینکه قرار گذاشتیم و رفتیم پیش یکی از وکلای بسیار خوب دوست ما مشکل را تعریف کرد و آخر هم گفت که چیکار کردیم ولی نگفت که من دادخواست نوشتم و گفت کار یکی از وکلا که فامیلشون بوده هستش و اون دادخواست را نوشته وکیل محترم هم شروع کرد به خواندن و بعد از چند دقیق عینکش را برداشت و گفت :

خیلی خوب و جامع نوشته و خوب استناد کرده به قوانین ما هم روی همین داد خواست پیگیری و عمل میکنیم منو میگید از خوشحالی اینجوری شده بودم فرشتهزباننیشخندهورا

بعد که از دفتر آقا وکیل آمدیم بیرون به دوستم به شوخی میگفتم من حق وکالت می خوام اون هم می گفت همین که گذاشتم بیایی دنبال پروندمون و کار آموزی کنی کلی هم باید پول بدی و کلی خندیدیم.

 

ولی از همه این حرف ها گذشته همین تعریفی که شنیدم کلی خوشحالم کرد و به قول بچه ها به زندگی امید وار شدم نیشخند